الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

644

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

2592 - دور 2593 - زمينهاى گود 2594 - راههاى وسيع ميان كوهها 2595 - سرشانه‌ها 2596 - هروله ميكنند 2597 - جمع « اشعث » ژوليده مو 2598 - جمع « اغبر » غبار آلود 2599 - لباس - پيراهن بلند 2600 - اصلاح نكردن موها 2601 - زمين صاف و محكم 2602 - پر درخت 2603 - جمع « بنيه » آنچه بنا مىشود و « ملتف البنى » بسيار آباد 2604 - گندم و « سمراء » گندم خوب 2605 - سرزمينهاى پر گياه 2606 - جمع « عرصه » دشت 2607 - پر آب 2608 - جمع « اس » پايه - اصل 2609 - متلاطم 2610 - گشوده 2611 - از بين مىبرد 2612 - بر زمين اثر نمىگذارد 2613 - به خطا نمىرود 2614 - جامهء كهنه 2615 - دستها و پاها 2616 - بزرگواران 2617 - پشتها 2618 - غلبه كردن 2619 - جمع « ناجم » آشكار 2620 - منع 2621 - مىچسبد 2622 - افراد متمكن و بى بند و بار 2623 - تكبر ناشى از نعمتها 2624 - جمع يعسوب ملكه زنبور عسل 2625 - اخلاق مرغوب - پسنديده 2626 - عقلها 2627 - پناهنده شدن 2628 - پيمان 2629 - كيفرها 2630 - جدائى - تباين 2631 - كشيده شد 2632 - استخوان فقرات 2633 - سست كرد 2634 - قدرت 2635 - امتحان 2636 - درختى است بسيار تلخ 2637 - جمع « ملا » گروه - جماعت 2638 - بزرگان